ابن الكلبي
59
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
مأمون . [ 36 ] از آنچه خطيب بغدادى از قول پسر هشام كلبى دربارهء اندوه و پشيمانى خليفهء عباسي از درگذشت هشام روايت كرده است اين نكته استنباط مىشود كه خليفه از مرگ هشام متأسف شده است . شايد تأثر خليفه از فوت هشام كلبى از آن رو بوده كه وى به اين دانشمند در ايام حيات چندان توجهى نداشته و پس از مرگش افسوس خورده كه چرا قدرش را ندانسته و در بزرگداشتش نكوشيده است . چه بسا اتفاق افتاده كه حكام زمان تا دانشمندان و علماء و ادباى معاصرشان زنده بودند ، به آنها التفات نداشتند و چون چشم از جهان فرو بستند با آنان آشتى كردند و از درگذشت ايشان متأثر و متأسف شدند . و تأثر و پشيمانى مأمون از جهت در گذشت هشام كلبى و عدم عنايت به او مىتواند از اين قبيل باشد . مدت عمر هشام هشام كلبى ظاهرا عمر درازى داشته و احتمالا در حدود صد يا صد و اند سال زيسته است . باتفاق مورخان محمد پدر هشام در سال 146 وفات يافت ، و هشام در اين سال مرد جامع و عالمي بود و حديث و اخبار از پدر و عوانة بن حكم و ديگران كه در نيمهء أول سدهء دوم وفات يافتهاند ، نقل مىكرد . باضافه ، وى از مقربان و نزديكان امام جعفر صادق بود و مىدانيم رحلت امام جعفر صادق در سال 148 هجري روى داده است . از اين گذشته از گفتهء صاحب اغانى چنين بر مىآيد كه هشام
--> [ 36 ] ابو العباس عبد الله ملقب به « مأمون » پسر هارون الرشيد پسر محمد مهدى پسر ابو جعفر منصور متولد سال 170 و متوفى به سال 218 هجري . مأمون در سال 198 پس از خلع برادرش أمين به خلافت نشست .